|
بررسی انواع سبک های موسیقی متال و معرفی گروه ها
|
بیتر سوییت رو دانلود کنید. اگه تاحالا نشنیدین از دستش ندین چون یکی از شاهکارهای مشترک سه نابغه ی موزیک فنلانده: ویله والو ،لائوری یلونن و آپوکالیپتیکا!
بعدا اگه وقت شد ترجمه شم براتون میزارم ولی از اون کارای ناب و تکرار نشدنیه که شاید اگه به فارسی برگرده قشنگیش از بین بره...
ادامه ی بیوگرافی ساوتیج رو هم میزارم. فعلا برنامه ی ورد کامپیوترم پاک شده و پوشه های ترجمه م اجرا نمیشن!توروخدا شانسو می بینین؟حالا که بعد دو ماه امتحانام تموم شده انواع و اقسام مرضهای واگیر دار به کامپیوترم هجوم آورده...

Trans-Siberian Orchestra و پروجکت های مربوط به این باند گذاشته اند.
بیوگرافی (قسمت اول):
کریس و برادرش جون اولین باند خود را در سال 78 تشکیل دادند و نام آن را آواتار گذاشتند.آنها این ایده را از دو موضوع محبوب خود "برج" و " بیگانه" گرفتند.دو سال بعد این باند دونفره با استیو واچ اولز اشنا شد و هنگامی که در کلبه ی چوبی الیوا مشغول تمرین بودند تصمیم گرفتند نام باند را به the pit تغییر دهند.واچ اولز که قبلل در باندهای دیگری کار کرده بود برای ادامه ی همکاری اش با باند آلین به طور مکرر از برادران آلیوا کناره می گرفت. وقتی که اولین لاین آپ Savatage شکل گرفت،جون درامز را به عهده ی واچ اولز گذاشت و خودش را از شر وظیفه ی سنگین دارمر بودن نجات داد.سپس به استیو یک لقب جالب دادند که برای باقی دوران حرفه ای اش از آن نام استفاده کند : "Doctor Hardware Killdrums"
که البته بیشتر مواقع این اسم کوتاه شده و اورا فقط دوک (doc) صدا میکردند. انها این عقیده را داشتند که استیو خیلی سنگین و سخت کار میکند...
کریس، جون و استیو سالها در کلیرواتر و تامپا(جایی که والدین آلیوا قبل از تغییر مکان به کلیرواتر در آنجا زندگی میکردند) در کلوبها به اجرا پرداختند تا اینکه در سال 81 کیث کالینز به آنها ملحق شد تا جون بازهم وظیفه ی خود را به او واگذار کند (او گیتار بیس خود را به کیت داد!) در یکی از انتشارات جانبی ای که این باند اخیرا در اینترنت منتشر کرده یک ویدئوی کوچک از کاری وجود دارد که بعدها شاهکار این باند لقب گرفت : زمانی که استیو و برادران آلیوا در کلیرواتر بودند با هزینه ی اندکی این ویدئو را در یک پارک ساختند. این ویدئو که به تازگی ورژن جدید آن منتشر شده هولوکاست نام دارد که آنها میخواستند آن را قبل از انتشار آلبوم اول Savatage ، به عنوان کاوری برای آهنگ "فوران" از ون هالن و نسخه ی ویدئویی آهنگ " تو واقعا مرا درک کردی" منتشر کنند. تا سال 82 باند آواتار در رده بندی ها در دسته ی هوی متال قرار می گرفت ، اما دراین سال رادیوی محلی تامپا که "تامپا راک رادیو استیشن" نام داشت این باند را یک باند محلی فلوریدایی معرفی کرد و این معرفی باعث شد تا آواتار توجه ها را به خود جلب کند. برای همین در سال 83 آواتار تصمیم گرفت تغییراتی اساسی در ساختار خود بوجود آورد، در ادامه آنها برای محصولات خود حق کپی رایت گرفتند و نام خود را به ساوتیج تغییر دادند : نامی ترکیبی که از به هم آمیختن دو کلمه ی " Savage " و " Avatar" بوجود آمده بود.
انها شدیدا تحت تاثیر باندهای از جمله : جوداس پریست،آیرون مایدن،بلک سبث و دیپ پرپل بودند. آلبومهای اول و دوم آنها به ترتیب حوریان دریایی ، و سیاهچال ها صدا میزنند! محصول یک کمپانی بودند اما سال 85 آنها برای آلبوم سوم خود "قدرت شب" لیبل خودرا عوض کردند و این آلبوم در نهایت با تهیه کنندگی مکس نورمن ساخته شد، کسی که در سال 92 با آلبوم Countdown to Extinction, مگادث مشهور شد.ساوتیج حسابی سرگرم شده بود ، جون به کیبوردیست انحصاری باند تبدیل شده بود و آلبومها پشت سر هم منتشر می شدند. آنها ویدئویی ساختند با نام hard for love که پس از ویرایش نام آن به hot for love تغییر کرد و البته به خاطر مسائلی این ویدئو هرگز منتشر نشد.
1986 (سال تولد من!) – بعد از انتشار آلبوم چهارم باند (جنگ برای راک) کمپانی آنها در یک رکود اقتصادی فرو رفت این ورشکستی به خاطر ساپورت باندی بود به نام "" Fight for the Nightmare ساوتیج شروع به برگزاری تور با باندهای متالیکا، کیس، و موتورهد کرد و این هنگامی بود که عده ای از طرفداران باند به خاطر کیفیت پایین آلبوم چهارم ناراحت بودند و باند را شکست خورده می پنداشتند.خود اعضای باند هم از این ضبط چندان راضی نبودند، آنها به خاطر فشاری که به شرکت لیبل شان وارد شده بود فقط توانستند دو کاور تهیه کنند.جون آلیوا مامور شد تا نامه ای برای سایر هنرمندان قرارداد بسته با این شرکت بنویسد و آنها را به همفکری فراخواند. یکی از این هنرمندان جان وایت (خواننده ی پاپ راک) بود.
مدت اندکی بعد از این با همکاری وابستگان هنری این شرکت کار خود را دوباره شروع کرد و از ساوتیج خواست تا رکورد جدید خود را انجام دهد. این ضبط جدید آنقدر برای باند مشکل ساز شد که نه تنها باند تا آستانه ی از هم پاشیدگی قرار گرفت بلکه به زودی جون به الکل روی آورد و گرفتارمشکلات روحی شد.اما کم کم اوضاع باند به حالت عادی برگشت، جون الکل رابرای مدتی کنار گذاشت و آلبوم مذکور تبدیل به یکی از قدرتمند ترین کارهای باند شد از جمله نقاط برجسته ی این آلبوم کاور آهنگ " روز از پی روز" اثر Bad finger بود.
کیت کالینز(بیسیست) باند را ترک کرد تا جانی لی میدلتون به باند ملحق شود.از سال 87 تاکنون جانی در باند باقی مانده و در همه ی آلبوم ها حضور داشته است.
یه مدت خیلی طولانی نمیام بعدش بیوگرافی باندی که کاساندرا خواسته بود میزارم.
ازتون میخوام خوب به تراک زیر گوش کنین (حجمش خیلی کمه زود دانلود میشه) و بعد بگین مال کدوم بانده؟

- آیا بازی کردن هنگام ضبط ویدئو ها برای شما سخت است؟
- اینکه بازیگری نیست، این نمایشه.فرض کن کسی بگه که لازمه از این جا تا اینجا قدم بزنی،این اصلا سخت نیست(میخنده) همیشه برای ما مهمه که فرق بین این کارو با بازیگری تشخیص بدیم.تازه من هیچوقت توی اینجور کارا رابطه ی نزدیکی با خانمها ندارم و اونا رو لمس نمیکنم (مثل فیلما) یا کارهایی از این قبیل.متنفرم از این باندهای راک امریکایی که توی ویدئوهاشون از مدل ها و مانکنها استفاده میکنن و بعد همش آویزون اونا میشن. من فکر میکنم که این(این نوع موسیقی) یه جور تمرد و سرپیچیه .این موسیقی، راک خالص نیست.
- تاحالا یک آلبوم سولو یا ضبط اکوستیک داشتین؟ یا برنامه ای برای این کار دارین؟
- من دوسه تا آهنگ خاص دارم که در ردیف کارهای هیم نیستن، ولی نقشه ای هم براشون ندارم.ما میخوایم آلبوم بعدی هیم رو بسازیم و اگه قرار باشه یه وقفه ی طولانی داشته باشیم ، خیلی بهتره که کارهای دیگه ای انجام بدیم تا یه تغییر توی باند بوجود بیاریم. من چندتا پروژه ی خوب دیگه هم دارم ولی فعلا سکرتن. دارم به این فکر میکنم که خیلی جالبه که یه آلبوم بسازیم که در اون روح زپلین جریان داشته باشه.فکر میکنم اون شروعی برای آهنگای هارد راک واقعی بوده اما البته اون آهنگا کاملا آکوستیک بودن. خیلی جالبه که از ترکیب هر نوعی از موسیقی یه کار جدید بسازی . همه ی اون تفاوت های بین سبک ها ما رو تحریک میکنن که دائما با تلفیق اونا یک رکورد جدید داشته باشیم. این قسمت سخت کار ماست که همینطور سخت تر میشه و در عین حال به تدریج نرم تر و نرم تر میشه.مثلا بلک سبث انتخاب آهنگ خیلی قوی و قدرتمندی داره- بعد شما دو قطعه ی واقعا سخت و سنگین دارین که به طور غافلگیر کننده ای آکوستیک- اینسترومنتال هستند.مثل چهار دقیقه ی کامل استفاده از گیتار آکوستیک در یک آلبوم هوی! اگه خودت باشی چیکارش میکنی؟ معمولا این قطعه رو آخر آلبوم میزاری یا یه جای دیگه ( که زیاد توی ذوق نزنه) من این طرز فکر کردن شیزوفرنیک رو خیلی دوست دارم.بنابراین هیچ بعید نیست که در آینده یه ضبط کاملا اکوستیک داشته باشیم.
- اگه فرصت همکاری با یک هنرمند خانم رو داشته باشی انتخاب خودت کیه؟
- کریستینا اسکابیا از لکیونا کویل(ای ول کاملا دمش گرم!). اون یه شخصیت بامزه و سرگرم کننده ی لعنتی داره و تمام باند هم به همین صورت خوب هستند.سبک کار شون با ما تقریبا یکیه و یکمی تیره تر.اونا یکمی سنگین تر از ما کار میکنن و بیشتر به سمت راک گرایش دارند.(میدونید که سبک کار لوشانا کویل در واقع گوتیک راک و گوتیک متاله) ولی این میتونه خیلی جالب باشه چون من صدای پایینی دارم و اون صدای واقعا واقعا واقعا بلند و رسا داره ، با melancholy تقریبا یکسان.اونا فوق العاده خوبن (super nice) (ویله خیلی دوسشون داره) همکاری ما واقعا جذاب میشه.کریستینا خیلی دوست داشتنیه و کلا اونا آدمای باحالی هستن. خیلی راحت سفر میکنن و همیشه همه جا هستن، صادق و بی شیله پیله هستن و در کل افراد خود نما و متکبری نیستن.حرف زدن با اونا در مورد دوست داشتن مثل وصله کردن لنگه جواراب راحت و لذت بخشه.(خوش به حال زن ویله برای وصله کردن جوراباش مشکل نداره) توی انتخاب اینکه کدوم مهم تره؟ خب معلومه اون(کریستینا)!
- مگه تو خیلی از این متکبر ها و خودنما ها می بینی؟
- خب آره اما نمیخوام در مورد اون باندها صحبت کنم. این کار بی معنیه چون وقتی در باره شون حرف میزنی برای اونا یه جور تبلیغات به حساب میاد.حالا چه حرف خوبی بزنیم چه حرف بد،بی خیالش بابا... معمولا باندهای تازه کار و جوون فکر میکنن که هرچی بیشتر خودشونو تحویل بگیرن و نخوت بیشتری به خرج بدن براشون بهتره.همه ی بچه قدیمیا مثلا همین آزی یا ایگی پاپ یا همه ی اون قدیمیا که خودتم میشناسی اونا حتی یه درصد خودستایی تو وجودشون نیست.به نظر من اگه پل های پشت سرتو خراب کنی(من فکر میکردم این ضرب المثل فقط تو زبون خودمونه ولی ویله عین همین جمله رو گفته) همه ی چیزای آینده هم خراب میشه و به هم میریزه.درست مثل زندگی کردن توی اجتماع می مونه، ما همیشه سعی میکنیم صادق باشیم و تا اونجا که میتونیم بی پرده و رک باشیم اگه اینطور باشیم در انتها به عقاید زیبای خودمون می رسیم و زندگی مون لذت بخش تر میشه.
- یادمه یه بار گفتی که موزیکت رو برای بم مارگرا میسازی.چی میشه اگه اون کارای جدیدتونو دوست نداشته باشه؟
- خب، اون که همه ی آهنگای مارو دوست نداره (براش سخته باور کنه همه ی آهنگارو دوست داشته باشه. بیاد احوال مارو بپرسه)و البته هیچ مشکلی نیست. بم یه رفیق عالی و خفنه و این حرف منم شاید یه جوک بوده که به یکی از مجله های بریتانیایی گفتم(و توی دوبله اشتباهی کردن).خیلی داستانای شبیه این هستن که وقتی مردم اشتباه ترجمه شون میکنن این تفکر برای مردم پیش میاد. آخه اونا اغلب روده درازی مجله ی Iltasanomat رو باور میکنن.یه چیزایی بین ما بوده که در هنگام ضبط آلبوم برامون روشن شده و خب البته عادی شده(شاید به اون اختلافی که بینشون پیش اومد اشاره میکنه) و این حرفا مثل این می مونه که شما تمام مدت جک بگین . اینا همش یه جور شوخی بی مزه ست. یه جور طنز سیاه، هیچ چیز جدی ای نیست.مثل این بود که کسی از من بپرسه اشعار و موزیکت رو برای کی مینویسی (و منتظر شنیدن اسم یه دختر باشه) اونوقت من میگم برای بم مارگرا! چون معمولا اونا سوالای خسته کننده ای می پرسن، یا من میگم برای مامانم می نویسم!!!!بی خیال...
- اگه یه فیلم در مورد هیم ساخته می شد(خدا از دهنت بشنوه) چه اسمی داشت و دلت میخواست که کیا نقش تو و اعضای باند رو ایفا کنن؟(چه سوال محشری)
- من هرگز در موردش فکر نکردم. اگه این فیلم حالت بیوگرافی داشته باشه صد البته باید اسمش 'Carpe Diem' باشه.وینسنت گالو میتونه من باشه! اندازه ی یه جهنم گنده دوسش دارم!!! البته فکر نمیکنم ظاهرش چندان شبیه من باشه. جان مالکوویچ هم میتونه میگه باشه... خب من چه میدونم؟ اونا هیچوقت یه فیلم اینجوری نمیسازن.چیه بابا؟کی میره نگاش کنه؟
- خب اینا چیزایی هستن که تو باید بهشون فکر کنی.
- اوووه دست وردار بی خیال...
- خیلی از طرفدارای هیم فکر میکنن که هیم باید یه کتاب کمیک بشه. به عنوان مثال یه کمیک بوک ترسناک که فقط بشه تو روز روشن خوندش! فکر میکنی قدرت برتر و ویژگی شاخص هرکدوم از شما چی باشه؟فکر میکنی اونا(اعضای هیم) میتونن در جنگ مقابل نیروهای شرارت که نوع بشر رو تهدید میکنه مفید باشن؟یا اینکه فقط قهرمانای زرق و برق دار گول زنک خواهند بود؟
- من فکر میکنم که یه نوعی از قدرت اورفیوس رو داشته باشم: من میتونم نفرینهای الهی رو به زیبایی ای بخونم و بنویسم که تمام دنیا همراهم گریه کنن.حتی هیدس(خدای جهنم) با اونا به دام عشق بیفته.قدرت میگه احتمالا اینه که میتونه خیلی کارا رو با باد شکمش انجام بده(چرا میگه فقط از این جهت پیشرفت کرده؟) Kaasu (تلفظ فنلاندی گاس) میتونه غذای های شگفت انگیزی بپزه...اون واقعا خوب آشپزی میکنه، ولی خب توی اون کمیک بوک لابد آشپزی یه کار خیلی باور نکردنیه. لیند هم البته میتونه تمام طول عمرشو بخوابه!جالب نیست؟
- و پاپی میتونه هر کسی رو توی شطرنج شکست بده.(پاپی اسمیه که باهاش بارتون رو صدا میکنن مثل ما که بهش میگیم بارتی. شاید از وقتی بابا شده پاپی صداش میکنن؟)
- آآآآآررره. آقای شطرنج!!!(ویله میخنده)
- خیلی سوالا درباره ی رقابتهای اروپایی آهنگ دارم به خصوص از طرفداران فنلاندی.در مورد لوردی و پیروزی اون چی فکر میکنی؟و اینکه آیا شما میتونین معرف کشور فنلاند در آینده باشین؟
- هنوز کسی در این باره از ما چیزی نپرسیده. به نظرم پیروزی لوردی واقعا عالی بود. چون که رقابت در واقع مردم میان سال (اواخر بیست سالگی) رو هدف گرفته بود. این رقابت یه تاریخ مشخص داره مثل مراسم انتخاب بانوی زیبای فنلاند که یک سری کاندیدا داره و انتخاب شدن هرکدوم از اونها دور از انتظار نیست.وقتی ما بچه بودیم همه برای تماشای این مراسم میرفتن که البته در دهه ی 70 و 80 واقعا این چیزا خیلی مهم بود.کاملا شبیه رقابت آهنگ اروپایی ، که البته در آینده هم بیشتر پیشرفت میکنه چون فنلاندی ها خیلی چشم و هم چشمی دارن.مشخصه که سال دیگه یه تهیه کننده که از لوردی خل و چل تر باشه جای اونو بین مردم جوان میگیره و محبوبتر میشه.این برای موزیک راک خوبه چون اولین موفقیت فنلاندی ها با بالاترین امتیاز ، سیاستمدارای این عرصه رو وادار میکنه که بیشتر به این سبک از موسیقی اهمیت بدن در عوض پرداختن به موزیک سنتی.من و پکا هیمانن مدتها در این رابطه با هم صحبت کردیم.از نظر اقتصادی کسی در موزیک سنتی چیزی بدست نمیاره.گرچه موضوع اصلی پول نیست اما اگه دقیق نگاه کنین الان هرجایی که پول هست موزیک راک هست و سودش خیلی بالاست.این باید خوب باشه برای کسایی که نمیخوان به جاهای دیگه نقل مکان کنن.(منظورش باندهاییه که فقط میخوان تو کشور خودشون کار کنن) این نوع رقابت و مسابقات شبیه به اون فقط یه مشکل دارند و اونم اینه که لکه ی ننگ برنده شدن در یه مسابقه ممکنه هیچوقت شما رو ترک نکنه.(خواننده های راک معمولا از جایزه گرفتن متنفرن) شما رو معمولا از اونجایی به خاطر میارن که جایزه ی مسابقه ی آهنگ اروپایی رو بردین.
- اما اگه هیم یه گروه راکه که مثل هیولا ها خودشو پوشونده پس احتیاجی نیست که این کارو بکنین.میتونید از این لکه ی ننگ دوری کنید.
- خب ببین چه اتفاقایی می افته.ما نمیتونیم در یه همچین برنامه هایی شرکت کنیم.پس تمام وابستگی ما مربوط به آلبومهامون میشه و ممکنه یه آهنگ فوق العاده بین سایر آهنگای آلبوم گم بشه و هیچوقت کشف نشه.این برنامه ها انبوه عظیمی از مردم رو جذب میکنن و از این طریق تو میتونی صدای قلبتو بهتر به گوششون برسونی.اونا صادقند،سخت کار میکنن و واقعا آدمای باحالی هستن. من فکر میکنم این شگفت انگیزه.
- فکر میکنی آلبوم بعدی اونا(لوردی) پرفروش میشه چون توی ESC برنده شدن؟(ESC همین مسابقاتی بود که درباره ش حرف زدن)
- آلبوم بعدی ممکنه... فکر میکنم میتونه به فروش بهترشون کمک کنه، مهم نیست چه تبلیغاتی روش انجام میشه چون اونا برنده ی ESC سال 200 هستن.پس شاید این یه نوع ریسک باشه، ولی امیدوارم بهترین باشن. اونا خیلی عالین.
- چندین سوال متفاوت از ویله پرسیدیم و مصمم هستیم که دنباله ی بحث رو اینطوری بگیریم که: هیچ حسرتی از گذشته داشتی؟ هیچ افسوسی؟
- بله و ...لعنتی خیلی زیاد.
- من به مهمونیHMC رفتم جایی که پسرا درامز هاشونو میگیرن...
- آره. در موردش شنیدم...
- اونا ترسناک بودن. تاحالا یکی از اونا رو دیدی؟
- نه چون اونا هنوز یه کالسکه ی اشرافی برام نفرستادن.(دعوتش نکردن)
- پس صدای دارمزتو در آلبوم بعدی می شنویم؟
- خب اگه یکی ازشون بگیرم... ما همیشه قوی ترین کارهامونو توی آلبوما میزاریم.و خیلی چیزا هستند که مردم هیچی در موردشون نمیدونن. این میتونه مثل یه شوخی کهنه باشه...خب البته ما خیلی خوشحالیم که به ما احترام گذاشتن و اون نشان طلا رو بهمون دادن ولی ما بهرحال فکر میکنیم که اونا یه مشت چلاقن. یه سی دی، یه کاور آلبوم و یه متشکرم! همین! ما همیشه سعی کردیم که حرفامونو بزنیم و چیزهای متفاوتی هم دریافت کردیم.من همه ی ضبط های طلایی عمرم به به مامان و بابام دادم.تنها چیزی که برای خودم نگه داشتم نشان نقره ای از انگلیس هست، اون از همه زیبا تره.اون یک وینیل نقره ای رنگ باستانیه که با پرچم انگلستان مزین شده. خیلی فروتنانه و در عین حال زیبا و قابل احترامه.
- این خیلی بامزه ست که آسکو(کالونن) سخنرانی کرد و گفت:" ما نمیخوایم تورو بخریم آلتو واسس! چون ما با چیزای باحال تری بالا میایم.(منظورش هیمه)"
- نه ...این یه جوکه چون پسرا واقعا آلتو رو میخوان. این مثل یه جوک داخلی می مونه.
با تشکر از دوست جونم هانی(کلوب هیم)
ویله مثل دختر خانما تیپ زده رفته خرید و البته معلومه چی خریده : کتابای خودشو
ویله با شلواری که از بالا کم آورده از پایین اضافه اومده
برایان ملکو احتمالا خیلی دلش میخواد ویله یه شب مهمونش باشه
برای دوستانی که برایان ملکو آشنایی ندارن باید توضیح بدم که ملکو از اون در قزوین زده بیرون!![]()
بهرحال اون فحش خوشکل پاک شد.باند دویل درایور باند محبوب من نیست. دلیل گذاشتن این بیو توی وبلاگ فقط آشنایی با این بانده که خودم هم بتازگی باهاش آشنا شدم. البته زیادم بد نیست ولی خب به قول خودتون اینقدر باند قدیمی خوب هست که جدیدترا باید خیلی عالی باشن که به چشم بیان...
مطلب بعدی قسمت سوم مصاحبه ی ویله ست که خیلی وقته قولشو دادم و بعد از اون معرفی دز فافارا (که اونم قولشو دادم
)
